ماکس وبر

 

زندگینامه ماکس وبر- ماکس وبر در 21 آوریل در ارفورت آلمان و در یک خانواده مشخصا طبقه متوسط به دنیا آمد.تفاوت های چشمگیر پدر و مادرش در جهت گیری فکری و تحول روانی وبر تاثیر عمیقی داشت . پدرش در دستگاه دولت کار می کردو به مقام سیاسی به نسبت مهم دست یافته بود.

او آشکارا جزیی از دستگاه مستقر سیاسی به شمار می رفت و در نتیجه از هر گونه فعالیت یا آرمان پرستی که مستلزم فداکاری شخصی بوده و یا مقامش را در داخل نظام تهدید می کرد، پرهیز داشت. وانگهی ، پدر وبر مردی بود که به لذت های دنیوی علاقه داشت و از این جهت و از بسیاری جهات دیگر در تضاد شدید با همسرش بود . مادر وبر یک فرد مومن به مذهب کالونیسم بود و خواستار زندگی پرهیزکارانه و عاری از لذایذ مورد علاقه شوهرش بود. بیشتر نگرانی های او معطوف به امور غیر دنیوی بود و از ناپرهیزکاریهایی که ممکن بود از رستگاری اخرویش جلوگیری کنند هراسان بود. این تفاوتهای پدر و مادر در زندگی زناشویی آنها تنشهایی ایجاد کرده بود و همین تفاوتها و تنشها تاثیر شگرفی بر ماکس وبر گذاشته بودند.

از آنجا که تقلید از پدر و مادر در یک زمان ممکن نبود ، وبر به عنوان یک فرزند راه دیگری نداشت جز آنکه نخست از روش پدرش پیروی کند و بعد به رهیافت مادرش نزدیک شود.(به نقل از ماریان وبر،1975،ص 62) این گزینش هر چه که باشد ، تنشهای ناشی از نیاز به انتخاب میان این دو قطب متضاد بر روان ماکس وبر تاثیر منفی گذاشته بود.

ماکس وبر ، در کودکی و نوجوانی اش ، اغلب روشنفکران و مردان سیاست مهم زمانه اش مانند « دیتلهی » « مومسن » ، « زیبل » ، « ترایچکه » ، « کاب » ، را در پذیرایی های پدر و مادرش ملاقات می کرد . وبر در سن هجده سالگی برای حضور در دانشگاه هایدلبرگ خانه پدری را برای مدت کتاهی ترک گفت . او در همین زمان هر چند رشد فکری زودرس خود را نشان داده بود ، اما از نظر اجتماعی به عنوان یک جوان کمرو و رشد نیافته وارد هایدلبرگ شده بود. اما بعد از آن که به شیوه زندگی پدرش روی آورد و به انجمن کهن مبارزه جویانه پدرش پیوست ، روحیه کمروییش به سرعت تغییر یافت . او در این دانشگاه دست کم تا اندازه ای به خاطر افراد در آبجو خوردن با همگنان دانشجویش ، از نظر اجتماعی رشد پیدا کرد . وانگهی ، زخم هایی را که از مبارزه با دیگران بر صورت داشت و نشانه اختصاصی چنین انجمن هایی به شمار می رفت ، با افتخار به دیگران نشان می داد. وبر نه تنها تعلق به شیوه زندگی پدرش را بدین سان نشان می داد ، بلکه دست کم در این دوره ، حرفه پدرش را که امور حقوقی بود ، برای زندگی اش برگزید.

وبر بعد از گذراندن سه ترم دانشگاهی برای خدمت سربازی هایدلبرگ را ترک گفت و در سال 1884 به برلین و خانه پدریش بازگشت تا درسهایی را در دانشگاه برلین بگذراند. او بیش از هشت سال بعدی را برای تکمیل درسهایش در برلین گذراند و بعد از گرفتن درجه دکترا وکیل شد و تدریس در دانشگاه برلین را نیز آغاز کرد. در این دوره ، توجهش به مسایل مورد علاقه تمام عمرش جلب شد که همانا اقتصاد ، تاریخ و جامعه شناسی بود. او در تمام هشت سالی که در برلین بود ، از نظر مالی وابسته به پدرش بود که همین بیش از پیش مایه بیزاریش می شد. در همین زمان وبر به ارزشهای مادرش نزدیک شد و ضدیت با پدرش در او افزایش یافت . او زندگی پرهیزکارانه ای را برگزید و غرق در کارش شد . برای مثال ، طی یک ترم تحصیلی ، عادتهای کاریش را اینچنین توصیف کرده اند " او انظباط کاری شدیدی را ادامه می دهد و زندگی اش را با ساعت تنظیم می کند و و قت روزانه اش را برای موضوعهای مختلف به بخشهای مشخصی تقسیم می کند و عصرها صرفه جویی می کند ".(میتزنمن، 1970ص 48؛ ماریان وبر 1975ص 105) . بدین سان ، وبر به پیروی از مادرش یک فرد کاری سختکوش ، پرهیزکار و وسواسی شده بود- یا به اصطلاح امروزی "معتادکار" .

همین وسواس کار باعث شد که در سال 1896 به عنوان استاد اقتصاد در هایدلبرگ مقامی به دست آورد اما در 1897 درست زمانی که در دانشگاه به موفقیت رسیده بود ، پدرش بعد از یک جروبحث خشونت آمیز با او در گذشت.کمی بعد از این حادثه ، وبر علایمی از خود نشان داد که سرانجامش فروریختگی عصبی بود.او که نمی توانست بخوابد یا کار کند ، شش هفت سالی را در فروپاشی روحی تقریبا کامل گذراند . بعد از یک وقفه طولانی ، ترمیم برخی از قوایش در سال 1903 آغاز شد ، اما تا 1904 که نخستین سخنرانی اش را بعد از شش سال و نیم ( در ایالات متحده ) برگزار کرد، وبر نتوانست زندگی دانشگاهی اش را فعالانه از سر گیرد.در 1904 و 1905 یکی از مشهورترین آثارش را با عنوان اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری منتشر کرد. در این اثر ، وبر برتری مذهب مادرش را در یک سطح دانشگاهی اعلام کرد. او اگرچه خود یک آدم مذهبی نبود ، ولی بیشتر وقتش را به بررسی مذهب اختصاص داده بود. گرچه وبر از مسایل روانی رنج می برد، اما بعد از 1094 تانایی کارکردن را داشت، چندان که بتواند برخی از مهمترین آثارش را تولید کند. در این سالها ، بررسی هایش را درباره دینهای جهانی در یک چشم انداز تاریخ جهانی منتشر کرد.(برای مثال ، چین ، هند و یهودیت باستان) در زمان مرگش (14 ژوین 1920) سرگرم کارکردن مهمترین اثرش ، اقتصاد و جامعه بود. گرچه این کتاب انتشار یافت و بعدها به بسیاری از زبانهای دنیا برگردانده شد ، اما یک اثر ناتمام بود.

وبر افزون بر نوشته های مفصلی که در این دوره عرضه کرد ، یک رشته فعالیت های دیگر را نیز بر عهده گرفت . در 1910 به بنیانگذاری انجمن جامعه شناسی آلمان کمک کرد.خانه اش کانون روشنفکران گوناگون شد، از جمله جامعه شناسانی چون گئورگ زیمل ، روبرت میکلس و گئورگ لوکاچ. از این گذشته ، وبر از نظر سیاسی فعال شده بود و مقالاتی در باره مسایل روز می نوشت.

وبر در زندگی و از آن مهمتر در کارش ، میان ذهن اداری پدرش و ذهن مذهبی مادرش ، پیوسته در نوسان بود.این تنش که هرگز رفع نشد ، بر کار و نیز بر زندگی شخصی اش حکمفرما بود.

سالشمار زندگی ماکس وبر:

۱۸۸۲) ماکس وبر پس از گذراندن « آبی تور » ، تحصیلات عالی اش را در دانشگاه هیدلبرگ شروع کرد . وی که در دانشکده ی حقوق ثبت نام کرده بود . به تحصیل تاریخ ، اقتصاد ، فلسفه و الهیات هم پرداخت ، و ضمناً در تشریفات و دوئل های سازمان صنفی دانشجوئی خویش شرکت می کرد .

۱۸۸۳) پس از سه نیم سال تحصیلی در هیدلبرگ ، ماکس وبر برای انجام خدمت نظام به مدت یک سال ، نخست به عنوان سرباز ساده و سپس به عنوان افسر به استراسبورگ رفت ، وی بعدهانسبت به دوره ی افسری اش در ارتش امپراطوری احساس غرور بسیار می کرد .

۱۸۸۴) ماکس وبر تحصیلات خود را در دانشگاههای « برلن » و « گوتینگن » از سر می گیرد

۱۸۸۳) وبر نخستین امتحاتات حقوق را می گذارند .

۱۸۸۷ ۸۸) وبر در چندین مانور نظامی در « آلزاس » و پروش شرقی شرکت می کند . عضو « انجمن سیاست اجتماعی » که در برگیرنده دانشگاهیان با تمایلات اجتماعی گوناگون است می شود . این انجمن در سال ۱۸۷۲ توسط گ . شمولر تأسیس شده بود و زیر نفوذ « سوسیالیست های دانشگاهی » بود .

۱۸۸۹) ماکس وبر رساله ی دکترای حقوق اش را درباره ی تاریخ بنگاههای تجاری در قرون وسطی در برلن می گذارند . ایتالیائی و اسپانیایی را می آموزد . برای وکالت در دادگاه برلن ثبت نام می کند .

۱۸۹۰) امتحانات جدید حقوق – وبر بنابه در خواست « انجمن سیاست اجتماعی » پژوهشی را درباره ی وضع دهقانان پروس شرقی شروع می کند .

۱۸۹۱) نگارش تاریخ کشاورزی روم و معنای آن از نظر حقوق عمومی و خصوصی . وبر این رساله را برای احراز صلاحیت حقوق نوشته بود و برای دفاع از آن گفت و گویی با « مومس » داشت که منجر به اعطای شغلی به وی در دانشکده ی حقوق برلن شد . از این تاریخ وبر حرفه ی استادی دانشگاه را شروع می کند.

۱۸۹۲) وبر گزارشی درباره ی وضعیت کارگران روستائی در آلمان شرقی تسلیم می کند .

۱۸۹۳) ازدواج وبر با « ماریان شنیتگر «.

۱۸۹۴) وبر استاد اقتصاد سیاسی در دانشگاه « فریبورک » می شود نگارش : گرایشهای موجود در تحول وضعیت کارگران روستایی آلمان شرقی .

۱۸۹۵) مسافرت به اسکاتلند و ایرلند شروع تدریس در « فریبورک » با کنفرانسی درباره ی « دولت ملی و سیاست اقتصادی«.

۱۸۹۶) پذیرش کرسی استادی در دانشگاه « هیدلبرگ » به دنبال باز نشسته شدن « نی » در انجا نگارش : علل اجتماعی انحطاط تمدن کهن

۱۸۹۷) یک بیماری عصبی شدید وبر را مجبور به ترک کار به مدت چهار سال می کند . وبر به ایتالیا ، « کرس » و « سوئیس » مسافرت می کند تا آرامشی باز یابد .

۱۸۹۹) وبر به میل خود از عضویت در « اتحادیه ی پان ژرمنیست » ها کناره می گیرد .

۱۹۰۲) وبر تدریس در هیدلبرگ را از سر می گیرد اما دیگر آن امکان زندگی دانشگاهی فعالی مانند گذشته را ندارد .

۱۹۰۳) بنیاد گذاری « آرشیو علوم اجتماعی و سیاست اجتماعی » با همکاری « ورنر سومبارت » .

۱۹۰۴) مسافرت به ایالات متحده برای شرکت در کنگره علوم اجتماعی در « سنت لوئیس » . زندگی در قاره ی جدید تأثیری شگرف بر وبر می نهد . در « سنت لوئیس » وبر کنفرانسی درباره سرمایه داری و جامعه ی روستایی در آلمان می دهد . در همین سال وبر بخش نخست اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری و نیز مقاله ی درباره ی « عینیت شناخت در علوم و سیاست اجتماعی » را منتشر می کند .

۱۹۰۵) انقلاب روسیه سبب جلب توجه وبر به مسائل امپراطوری تزایا می شود و وی برای مطالعه ی اسناد دست اول به آموزش زبان روسی می پردازد. انتشار بخش دوم اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری .

۱۹۰۶) انتشار وضعیت موکراسی بورژوائی در روسیه ؛ تحول روسیه به سوی حکومت مشروطه ی ظاهری ؛ مطالعاتی انتقادی در منطق علوم فرهنگ ، فرقه های پروتستانی و روح سرمایه داری .

۱۹۰۷) ثروتی به ارث وی می رسد و سبب می شود که وبر از کارهای دیگر دست کشیده تمام وقت خود را مصروف کار علمی اش کند .

۱۹۰۸) وبر به روانشناسی اجتماعی صنعت توجه پیدا می کند و دو مقاله در همین زمینه منتشر می کند . در سالن هیدلبرگ بیشتر دانشمندان آلمان معاصر خود را مانند” ویندلباند”،”یلی نک ” ، ” ترولچ، نومان” ، “سومبارت” ، “زیمل”، “میشلز”،”تونیس”، پذیرا می شود و دانشگاهیان جوانی چون “گئورگ لوکاچ” . “لوئن اشتاین” را راهنمایی می کند . وی همچنین به سازمان دادن انجمن آلمانی جامعه شناسی می پردازد و دست به انتشار مجموعه ای از آثار علوم اجتماعی می زند .

۱۹۰۹) انتشار روابط تولید در کشاورزی عهد باستان ، شروع نگارش : جامعه و اقتصاد.

۱۹۱۰) در کنگره ی انجمن آلمانی جامعه شناسی و بر بر ضد ایدئولوژی نژادگرائی صریحاً موضع می گیرد .

۱۹۱۲) وبر از هیئت مدیره ی انجمن آلمانی جامعه شناسی به دلیل اختلاف نظر بر سر مسأله ی بیطرفی اخلاقی کنار می گیرد .

۱۹۱۳) انتشار : « مقاله ای در باب برخی مقولات جامعه شناسی تفهمی «.

۱۹۱۴) با شروع جنگ ماکس وبر تقاضای اعزام شدن به خدمت می کند . ولی تا پایان ۱۹۱۵ گروهی از بیمارستانهای مستقر در منطقه ی هیدلبرگ را اداره می کند .

۱۹۱۵) انتشار اخلاق اقتصادی مذاهب جهان « مقدمه » و « کنفوسیوس و تائو«.

۱۹۱۶ ۱۷) انجام مأموریت های رسمی گوناگون در بروکسل ، وین و بودابست ؛ دست زدن به اقدامات متعدد به منظور متقاعد کردن رهبران آلمان به پرهیز از گسترش دامنه ی جنگ ، ضمن آنکه وبر رسالت آلمان را برای ورود به صحنه ی سیاست جهانی تصدیق کرده روسیه را مهمترین تهدید می داند .

انتشار فصولی از جامعه شناسی دین در ۱۹۱۶ شامل مباحث راجع به « هندوئیسم و بودیسم » و ۱۹۱۷ شامل « یهودیت قدیم «

۱۹۱۸) مسافرت به وین در ماه آوریل برای تدریس در دانشگاه. وبر در این دوره از کار دانشگاهی جامعه شناسی سیاسی و دینی خود را به عنوان « انتقادی مثبت از دریافت مادی تاریخ » عرضه می دارد .

زمستان همین سال دو کنفرانس در دانشگاه مونیخ می دهد : « شغل و مشی دانشمند » ، « شغل و مشی مرد سیاسی «.

پس از تسلیم آلمان ، وبر به عنوان کارشناس در هیأت نمایندگی آلمان در کاخ و ورسای کار می کند . انتشار « مقاله ای درباره ی بیطرفی اخلاقی در علوم جامعه شناسی و اقتصادی « .

۱۹۱۹) قبول کرسی تدریس در دانشگاه مونیخ به جای »برنتانو ». درس وی در سال تحصیلی ۲۰ ۱۹۱۹ به « تاریخ اقتصادی عمومی «اختصاص می یابد و به همین عنوان در ۱۹۲۴ منتشر می شود . وبر ، که بدون شور و شوق به جمهوری گرائیده ، و در مونیخ شاهد دیکتاتوری انقلابی کورت ایزنر است ، به عضویت کمیسیونی در می آید که می بایست قانون اساسی و یمار را بنویسد . وبر به نگارش اقتصادی و جامعه که نخستین نمونه هایش در ۱۹۱۹ چاپ می شوند همچنان ادامه می دهد . با اینهمه کتاب مذکور نا تمام می ماند .

۱۴ ژوئن ۱۹۲۰ . مرگ وبر در مونیخ

۱۹۲۲) انتشار اقتصاد و جامعه توسط « ماریان وبر » چاپهای کاملتری از این کتاب بعدها در ۱۹۲۵ و ۱۹۵۶ منتشر شد .

نویسنده: -

منابع: سایت آفتاب – وبلاگ اجتماع


Older news items:

Add comment