تاریخچه جامعه شناسی در ایران

تاریخچه جامعه شناسی در ایران مربوط به دهه های معاصر نیست. تاریخ پرتلاطم ایران ، انقلاب ناکام مشروطه ، جهانی شدن علم و نفوذ غرب در سار نقاط جهان از جمله ایران از جمله دلایل شکل گیری جامعه شناسی در ایران محسوب می شود.نخستین جامعه شناسان ایرانی ، مطالعات آکادمیک در این رشته نداشته اند بلکه صاحبنظران اجتماعی بوده اند که به موضوعات جامعه شناسی علاقه مند بوده و اظهار نظر می کردند. ناظم الاسلام کرمانی ، با نگارش کتاب " تاریخ بیداری ایرانیان"، ، جمالزاده ، راوندی، عبدالحسین زرینکوب، پروین اعتصامیوبسیاری دیگر از روشنفکران ایرانی را به نوعی می توان از پیشگامانو صاحبنفوذان علم جامعه شناسی در ایران دانست.

 

  دکتر غلام عباس توسلی تاریخ تدریس جامعه شناسی آموزش و پرورش را در ایران به نقل از دکتر غلام حسین صدیقی سال 1317 می داند و اضافه می کند این درس بعد ها به درس جامعه شناسی عمومی تبدیل شد . صدیقی که مدرک دکترای خود را در فلسفه و علوم اجتماعی از دانشگاه پاریس اخذ کرده بود، پس از بازگشت به ایران در دانشسرای عالی دانشگاه تهران به تدریس جامعه‌شناسی و تاریخ فلسفه پرداخت. وی در آنجا به عقاید کنت و دورکیم پرداخت . تلاش‌های اصلی صدیقی «اشاعه و کاربردی نمودن شناخت علمی پدیده‌های اجتماعی و بستر سازی و برپایی ساختارهای سازمانی مناسب برای توسعه علوم اجتماعی» بود

در سال 1337 دکتر احسان نراقی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی تاسیس کرد و این موسسه در سال 1348 فصل نامه علوم اجتماعی را انتشار داد و تا سال 1357 حدود 150 عنوان کتاب بر اساس پژوهش های خود منتشر کردند و در سال 1351 گروه آموزشی جامعه شناسی با مدیریت دکتر صدیقی در دانشکده جدید التاسیس علوم اجتماعی دانشگاه تهران تشکیل می شود . دراین زمان، با گسترش رشته­ها ، شاهد افزایش دانشجویان د رکل علوم اجتماعی هستیم. جامعه شناسی در میان علوم اجتماعی گسترش یابنده متولد شد. در دیگر دانشگاه­ها به اقتضای تاسیس دپارتمان ادبیات و علوم انسانی، جامعه شناسی به وجود آمد و شعبه­های داخلی دیگر یافت که مصادف با تغییر نظام آموزشی فرانسه به امریکایی از اواسط دهه 1940 بود. از اوایل دهه 1340با رونق کمی و کیفی علوم انسانی مواجه هستیم . در سال 1351 علوم اجتماعی گسترش بیشتری می­یابد و گروه علوم اجتماعی دانشگاه تهران به دانشکده علوم اجتماعی و تعاون تبدیل می­شود. گروه­های این دانشکده عبارت بودند از: جامعه شناسی، انسان شناسی، جمعیت شناسی و تعاون. در این زمان موسسه علوم وتحقیقات اجتماعی نیز بوجودآمد و جامعه شناسی عمومی در ایران شکل دانشگاهی به خود گرفت و دردیگر دانشگاه­ها ی کشور رواج یافت. اما به موازات جامعه شناسی رسمی، تحلیل مسایل سیاسی به صورت غیر رسمی ادامه یافت .

علاقه به جامعه شناسی سیاسی تحت تاثیر خارج رفتگان و تجددگرایی به عنوان یک روش زندگی است. نسل بعد به مسایل ایلاتی علاقه مند شدند( مهدی امانی و نادر افشار)، احمد اشرف و محمود معتمدی نیز به مسایل فرهنگی علاقه یافتند. مهم ترین جامعه شناسان داخل دانشگاه در پیش از انقلاب عنایت، بزرگمهر، زریاب خویی، احسان نراقی، شاپور راسخ، احمد اشرف، و در خارج از دانشگاه صادق هدایت، جلال آل احمد، صادق چوبک، علی شریعتی، حسین آریان پور، علی محمد کاردان بودند. در میان گرایشات جامعه شناسی ، در ایران پیش از انقلاب ( 72سال مشروطه) مظلومترین گرایش جامعه شتاسی ، جامعه شناسی سیاسی است . اگر از کتاب نخبگان سیاسی ایران زهرا شجیعی و چند کتاب ترجمه دیگر صرفه نظر کنیم این گرایش در بدترین شرایط قرار داشت. در پیش از انقلاب علاوه بر جامعه شناسی مارکسیستی ما شاهد گسترش و رواج جامعه شناسی اثباتی، وجامعه شناسی تلفیقی هستیم

باانقلاب اسلامی همه سبک­های بالا فرو پاشید. با انقلاب فرهنگی ، جامعه دانشگاهی وفرهنگی وارد مرحله جدیدی شد که پیش از این نبود. ماهیت انقلاب(اسلامی و فرهنگی) و انقلاب فرهنگی با سه سال تعطیلی دانشگاه ، سرآغاز جدیدی از مطالعه فرهنگ ایران است. آیه الله مصباح یزدی درآن زمان هدف اصلی انقلاب فرهنگی را بیش از هر چیز ، تحول عمیق در علوم انسانی دانست و ازوابسته ترین علوم انسانی به غرب را جامعه شناسی و علم سیاست اعلام کرد. از این رو بر تغییر محتوایی این دو دانش تاکید بیشتری شد واز این رو تا اواخر سال 1361 که تمام رشته­ها بازگشایی شد، ستاد انقلاب فرهنگی از بازگشایی دوباره رشته­های علوم انسانی و جامعه شناسی و سیاست تعلل کرد. در جامعه شناسی کل سازمان این رشته تغییر یافت و علوم اجتماعی با شش گرایش ایجاد شد: ارتباطات اجتماعی، خدمات اجتماعی، دبیری علوم اجتماعی، تعاون و رفاه اجتماعی، پژوهش گری اجتماعی. این گرایش­ها به منظور تربیت کادرهای فنی و تخصصی ادارات دولتی بوجود آمد. از سوی دیگر نظریات هم تغییر کرد و گرایشات مارکسیستی و اثباتی به تعارض تفکرات اسلامی با تفکرات مارکسیستی –اثباتی روی آورد. در این راستا کرسی های استادی هیات علمی آمریکایی و فرانسوی جای خو درا به استادان ایرانی داد.

پس از جنگ ، اساتید علوم اجتماعی دانشگاهی و بیرون آن عمدتا تحقیقات معطوف به حفظ امنیت داخلی و دستاوردهای انقلاب را انجام دادند. د رهشت سال جنگ تحقیقات تحت الشعاع مسایل نظامی بود اما پس از آن با انتشار مقالات علمی دانشگاهی و غیر دانشگاهی شاهد موضوعات اجتماعی هستیم . انجمن جامعه شناسی ایران به عنوان مهمترین منبع رشته جامعه شناسی در ایران محسوب می شود و در توسعه و غنای این رشته تاثیرات عمیقی از خود برجای گذاشته است. توسلی، وثوقی ، ازکیا، ثلاثی ، رفیع پور و بسیاری دیگر از جامعه شناسان سرشناس ایرانی دوشادوش دانشجویان علاقه مند و مستعد این رشته برای توسعه کیفی این رشته در تلاشند.

تدوین: محمود امانی

 

تیسفون